X
تبلیغات
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز
وفاچت

وفاچت


                 ماوراطبیعه وعلوم غریبه


پیامبر جن‌ها را به سه گروه تقسیم می‌کند: آنهایی که که بال دارند و در آسمان پرواز می‌کنند، آنهایی که به مارها و سگ شبیه‌اند و آنهایی که بدون توقف سفر می‌کنند. عبدالله بن مسعود از قول پیامبر می گوید:زمانی که جن‌ها برای شنیدن آیات قرآن آمده بودند، بعضی از آنها شبیه کرکس و مار، بقیه به صورت مردان سیاه با لباس‌های سفید بودند. آنها حتی ممکن است مانند اژدها، گور، و یا تعدادی از جانوران دیگر ظاهر شوند.

جن در ادبیات حماسی غیردینی به ندرت دیده می‌شود. قلمروی جمشید و سلیمان اولین قلمروهایی بودند که بر جن و شیاطین حکومت می‌کردند.

جن حضور برجسته‌ای در ادبیات دینی حماسی دارد. در حمله‌ای، پیامبر امام علی را برای کمک به جن‌های مؤمن در برابر دشمنان بت پرست منصوب کرد. که در آن جنگ دو آتش، روبرو یکدیگر که یکی بزرگتر از دیگری، ظاهر شد. امام با سلاح وارد شعله کوچکتر شد و آن که بزرگتر بود با صدای تندر در هم شکست. پس از مدتی امام به همراه شمشیر خون آلود و سری را که به عنوان سر شاه جن‌های کافر معرفی کرد بیرون آمد.


نوشته شده در ساعت 4 PM به دست مرگبار 搎ȹKaRKaSȹ搎|
######مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرگ######
جن‌ها از آهن می‌ترسند، و هرکسی موفق شود سوزنی در بدنو یا لباس آنها وارد کند می‌تواند کنترل انها را در دست بگیرد، ترس زیاد آنها از آهن باعث می‌شود تا آنها نتوانند آهن را از بدن یا لباس خود در آورند. گفته‌اند که مردی هر روز اول صبح متوجه می‌شد که اسبش خسته‌است، گویی تمام شب را دویده باشد، یک روز اول صبح دید که دختری زیبا سوار حیوان شده. او متوجه شد که دختر جن بوده و به سرعت سوزنی را در لباس او فرو کرد و آن جن را تسخیر کرد. اینگونه بود که دختر در خانه آن مرد به عنوان خدمتکار و آشپز به کار گرفته شد. او چنان نان‌های خوشمزه‌ای می‌پخت که در کل کشور نظیر نداشت. خانم خانه که کنجکاو شده بود که جن چگونه نانی به این خوش طعمی می‌پزد، یک روز صبح جن را دید که بر روی آرد ادرار می‌کند و با مخلوط کردن آنها خمیر درست می‌کند. جن که متوجه کدبانوی خانه شده بود و فهمید که ممکن است بابت این کار تنبیه شود، بقالی را فریب داد و وی سوزن را از لباس جن در آورد و او فرار کرد.

نوشته شده در ساعت 4 PM به دست مرگبار 搎ȹKaRKaSȹ搎|
######مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرگ######
اينجا داستان زندگي زعفر, آزاده اي از طايفه جن رو مي خونيد, که عشق به خدا و اهل بيت زندگيش رو عوض کرد و به جاي پادشاهي و سلطه به طايفه هاي جن, محبي اهل بيت رو اختيار کرد, چه بي قرار در عشق به خدا و اهل بيت بود و چه مصيبت بزرگي بهش وارد شد وقتي سر آقا و مولاي خودش رو بالاي نيزه ها ديد , زعفر چه باوفا بود و چه نيکو جايگاهي پيدا کرد. زهد , راستويي و عشق رو سرلوحه کار خودش قرار داد و تو ايمان و صبر و پايداري از خيلي از انسانها جلوتر رفت , پس بار الها , رحمتت را بر او بيفزاي , نسلش را با دين و عشق خود آميخته و پايدار فرما و محبي اهل بيت را نصيب فرزندانش گردان و او را در جوار رحمت و عنايت خود آرام و با دوستاران و صالحان درگاهت محشور فرما.. آمين يا رب العالمين ..
وقتي که خاتم انبيا و موکب همايون, حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي (ص) از جنگ (سکاسک و سکون ) با فتح و با خوشحالي و با غنائم مفصل مراجعت نمودند, به زمين شورزار و بي آب و علفي رسيدند که در آن صحرا , صدايي جز عفاريت جنيان و فرياد غولان بيابان شنيده نمي شد. سپاه پيغمبر از شدت گرما و حرارت چشمانشان تار شده بود پس به خدمت حضرت پناه بردند , حضرت فرمود : آيا کسي از شما اين منطقه را مي شناسد؟ شخصي به نام ( عمر ابن اميه ضمري) به خدمت حضرت عرضه داشت : يا رسوال الله! من کاملا اين وادي را مي شناسم و مکرر با اسبان راهوار از اين منطقه عبور کردم , در اين بيابان هيچ پناهگاهي وجود ندارد و هيچ لشگري به اين صحرا نيامده جز آنکه صدمات طاقت فرسا نصيبشان گرديد , زيرا اين مکان مقام جنيان متمرد و مسکن شياطين و محل عبور و مرور ابليس مي باشد. اين وادي را (( کثيب ازرق )) مي نامند , بياباني است بسيار خوفناک , مسلمانان وقتي که مطلع شدند بيشتر روي به حضرت آوردند و راه نجات از آن منطقه را تقاضا نمودند. 
پيامبر اکرم فرمود : آيا کسي هست که نشاني از آب دهد و من براي او در حضور الهي ضامن بهشت شوم ؟ باز (( عمر ابن اميه )) عرض کرد : يا رسوال الله! در اين بيابان چاهي است که آن را (( بثر ذات العلم )) مي نامند , آبش سردتر از برف است. اما , احدي قادر نيست از آن استفاده کند! زيرا آن چاه محل اجتماع جن و عفريت هاست که آنها بر سليمان ابن داود (ع) تمرد کردند, و مردم را از آن آب منع مي کنند, سواري در آنجا منزل نمي کند مگر آنکه او را هلاک مي کنند


•●ادامه مطلب●•
نوشته شده در ساعت 3 PM به دست مرگبار 搎ȹKaRKaSȹ搎|
######مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرگ######



به باور برخي هر كس همزادي دارد كه در «دنياي از ما بهتران» بطور هم‌زمان با او زندگي مي‌كند و رشدي همگام با آن شخص دارد.

مصريان قديم بر اين باور بودند كه كلاً تمامي زندگان داراي همزاد هستند كه اين همزادها را «كا» مي‌ناميدند. به باور مصريان پس از مرگ انسان همزاد آنان نمي‌ميرد.

واژه همزاد همچنين مي‌تواند در معني هر دو يا چند چيزي كه هم‌زمان به دنيا آمده باشند بكار برود مانند افراد دوقلو و چندقلو يا براي مثال منظومه‌اي همزاد با منظومه شمسي.

همزاد ، موجودي غير از جن نيست او هم از جنيان است و همزمان با ما متولد شده است . در ميان جنيان همزمان با هر نوزادي كه از انسان متولد ميشود كودكي جني پا به دنيا ميگذارد ، و او همزاد آن شخص است . ما بر خلاف بعضي اساتيد كه اعتقاد بر مستقل نبودن همزاد از وجود خود انسان. اعتقاد راسخ به وجودي خارج از وجود خود انسان داريم و دلايل و شواهد بسيار در اين موضوع وجود دارد كه يكي از اين دلايل وجود اورادي براي تسخير همزاد است و ديگر بيان بزرگان به طور يقين همزاد همان جن است و تجسم خيال افراد رواني و بيمار نيست . اين را به سادگي ، با مراجعه به كتب تسخيرات ميتوان ثابت كرد و ظاهرا به علت نامحسوس بودن بعضي از مسائل روانشناسان مسئله را با يك نامگذاري علمي ، به بيماري تبديل كرده اند.شايد براي خوانندگان اين سوال پيش آيد كه آيا همه انسانها همزادي از جنس جن دارند امكان دارد كه هر انسان همزادي از جن داشته باشد چون جنيان تعدادشان از انسانها بسيار بيشتر است پس اين احتمال ميرود ولي در باره اينكه هر همزادي از جن بخواهد و بتواند ارتباط با انسان همزاد خود پيدا كند ( به خاطر علاقه اي كه در وجودشان به يكديگر است ) بعيد به نظر ميرسد.

نوشته شده در ساعت 3 PM به دست مرگبار 搎ȹKaRKaSȹ搎|
######مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرگ######
              

براي تسخير كردن همزاد بايستي اتاقي را انتخاب كنيد كه كاملا ساكت و آرام باشد و هيچ كسي ‏به آنجا رفت آمد نكند . اتاق را كاملا تميز كرده و در صورت امكان محل را خوشبو كنيد . ‏ديوارهاي اتاق ( بخصوص ديوار طرف غربي و طرف قبله ) را كاملا تميز كرده و در صورت ‏امكان، اتاق چند ساعتي بايد آفتاب بخورد.‏
بايد فرد دوش گرفته و كاملا لخت شده و يك لنگ به خود پيچيده و از بخورات خوشبو استفاده ‏نمايد .‏
طريقه عمل به اين صورت است كه يك شمع ( يا چراغ ) روشن كرده و پشت سر خود مي ‏گذاريد ، به طوري كه سايه شما روي ديوار كاملا ديده شود. سپس به پيشاني سايه خود نگاه ‏ميكنيد. به مدت يك ساعت ( در بعضي اشخاص ممكن است از يك ساعت بيشتر و يا كمتر ‏باشد).‏
پس از خيره شدن هر وقت كه پلك زديد به بالاي سر خود نگاه كنيد. پس از مدتي يك نور يا ‏روشنايي به شكل دايره خواهيد ديد. اين نور ممكن است تغيير رنگ داده و به رنگهاي ‏مخطلفي درآيد و گاهي محو شده و دوباره ظاهر مي شود ، ولي شما بايد به تمرين خود ادامه ‏داده به هيچ عنوان نبايد به افكار پليد فكر كنيد. ( فكر و نيتتان پاك باشد)‏
بايد توجه داشته باشيد كه همزاد در قيافه اصلي خود ظاهر مي شود و گاهي هم ترسناك ‏ميباشد، به همين دليل انجام اين عمل براي كساني كه نمي توانند بر ترس و وحشت خود غلبه ‏كنند، به هيچ عنوان توصيه نمي شود.‏
(اين عمل بايد در اولين شب ماه قمري شروع شود تا باعث ضرر و زيان نشود )‏

نوشته شده در ساعت 3 PM به دست مرگبار 搎ȹKaRKaSȹ搎|
######مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرگ######

کوتاه‌ترین داستان ترسناک جهان: فقط 12کلمه!!



کوتاهترین داستان ترسناک دنیا داستان زیر است که نویسنده اش مشخص نیست!


آخرین انسان زمین تنها دراتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند !

نوشته شده در ساعت 6 PM به دست مرگبار 搎ȹKaRKaSȹ搎|
######مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرگ######

كد ماوس